على دوانى
77
سيد رضى مؤلف نهج البلاغه ( فارسى )
سيّد رضى و خليفهء علوى مصر در عصر سيد رضى كه در بغداد پايتخت خلفاى سنى بنى عباس مىزيست ، نفوذ و تمدن خلفاى شيعه فاطمى مصر به اوج خود رسيده بود ، به طورى كه سوريه و فلسطين را نيز در اختيار داشتند و بزرگترين خطر را براى حكومت عباسى به وجود آورده بودند . خلفاى عباسى سياه جامعه بودند و خلفاى فاطمى مصر لباس سبز مىپوشيدند . سيد رضى كه مىديد شيعيان و علماى آنان در محله كرخ بغداد با كمال بىاحترامى از جانب عامه مردم كه سنى مذهب بودند ، و به شخص خليفه و سپاه او قاضى القضات و انبوه علماى دربارى و وعاظ السلاطين خود مىباليدند ، و مدعى بودند كه خليفه و قاضى و سپهسالار ( عميد الجيوش ) از آنهاست ، و بارها اراذل و اوباش بغداد ، به بهانه اين كه بر در و ديوار كرخ نوشته بودند « على خير البشر فمن ابى فقد كفر » يعنى : على بهترين انسانهاست ، هر كس منكر شود كافر شده است « 1 » يا به بهانه اين كه در اذان حى على خير العمل مىگفتند ، يا اين كه فلان خطيب شيعه احاديثى در فضائل أمير المؤمنين عليه السّلام و اهل بيت عصمت و طهارت در مسجد « براثا » نقل كرده ، و آن را غلو مىدانستند ، يا به اين علت كه در ايام زيارت ، شيعيان پرچم سفيدى به دست گرفته و دسته جمعى به زيارت سرور شهيدان امام حسين به كربلا مىرفتند « 2 » يا به بهانه اين كه در روز عاشورا مرد و زن نوحه كنان به كوچه و خيابان ريخته و براى امام حسين ( ع ) سوگوارى مىكردند ، آرى به اين بهانههاى مىريختند به محله كرخ و خانه شيعيان را غارت كرده و به ضرب و شتم و قتل آنها مىپرداختند . حتى خانه سيد مرتضى و شيخ مفيد و ديگر علماى شيعه از اين رجاله بازى و آشوبها مصون نمىماند بعد هم خليفه دستور مىداد جمعى را زندانى ، و گروهى را تبعيد ، و عدهاى را به قتل رسانند . سيد رضى از اين پيشامدها در بغداد ، در زمانى كه شيعيان در مصر و قلمرو خلفاى فاطمى آزادانه زندگى مىكردند ، رنج مىبرد و عزت نفس و بلند پروازيش او را سخت مىآزرد .
--> ( 1 ) اين حديث شريف از طرق علماى اعلام عامه و اهل تسنن هم روايت شده است . ( 2 ) سنيان بغداد هم در عوض پرچمهاى سياهى برداشته و به زيارت زبير مىرفتند !